در شرکت ”کاله“ آمل چه مي گذرد؟
گزارش ارسالی برای جافک
شرکت کاله ، يکي از بزرگترين و مهم ترين شرکت هاي توليد کننده لبنيات و پروتئين کشور است . اين شرکت در سال دهه شصت در زميني به مساحت چند صد هکتار درکيلو متر 5 جاده ي آمل ـ چمستان ايجاد شده و که در حال حاضر بالغ بر 2000 کارگر دارد. . اکثر کارگران اين شرکت، پيماني و قراردادي و روزمزد و "پارچه کاري" هستند. ”كاله“ اسما و رسما در مالكيت برادران سليماني است. سليماني ها به طرز حساب شده اي ناشناخته مانده اند. در شهر کوچک و طايفه اي آمل که همه همديگر رامي شناسند و کافي است کسي نام فاميلي کسي را بگويد تا در عرض چند دقيقه ايل و تبار و بن و بنچاقش را در آورند، اين برادران معروف ناشناخته مانده اند!
کارگران شرکت عمدتا بومي اند و بعضي از روسا و مهندسان و کارشناسانش غيربومي. منظور از بومي، فقط آملي بودن نيست . چرا که اين شرکت از شهرهاي نزديک هم کارگر و کارمند دارد. وقتي هم كه مي گوييم بعضي از مهندسان و کارشناسان و روساي کاله غيربومي اند منظور اين است که از تهران و شهرهاي ديگر و حتي شهرهاي دور مي آيند. از اين تعداد، گروهي خانواده خود را به آمل و محمودآباد و بابل و بابلسر و چالوس و نوشهر آورده اند و برخي هم به صورت هفتگي رفت و آمد مي کنند. علت انتخاب مديران قسمت ها و کارشناسان غيربومي را بايد در تاکيد بر ناشناخته ماندن صاحبان سهام کارخانه و از سوي ديگر در تدابيرامنيتي ومديريتي شرکت به منظور جلوگيري از همبستگي بالقوه آن ها با کارگران بومي دانست. سليماني ها مانند همه سرمايه داران مي کوشند از تضاد هاي مختلف بين مردم از جمله تضاد قومي براي جلوگيري از هرگونه اتحاد عملي کارکنان و کارگران استفاده کنند .
محصولات کاله به طور کلي به دو دسته لبني, و گوشتي و پروتئيني تقسيم مي شوند. از انواع لبنيات و دسر گرفته تا سوسيس و كالباس و استيك. نام کامل شرکت هم "مجتمع فراورده هاي گوشتي و لبني کاله" است. اين مجتمع، شرکت هاي کوچکتري به نام هاي دمس، فراورده هاي گوشتي آمل، ماک و... را هم در بطن خود دارد. شرکت ماک در سال 1371 بعنوان زيرمجموعه کاله و به منظور توليد و بسته بندي صادراتي محصولات راه اندازي شد. به علاوه کاله از خدمات شرکت هاي ريز و درشت ديگر نيز استفاده مي کند. اين شرکت ها عبارتند از شرکت فراورده هاي لبني هراز که با برند "دوشه" فعاليت مي کند و شرکت لبني "صالح" که به موقع درباره آن ها توضيح داده خواهد شد .
دامنه فروش محصولات
محصولات كاله توسط کاميون هاي متعلق به شرکت و از طريق شبكه نمايندگي هاي فروش در كشور توزيع مي شود. کاله علاوه بر بازارهاي داخلي، توليدات خود را در کشورهاي همسايه و دور ونزديک از طريق نمايندگي هايش به فروش مي رساند. هتل ها و رستوران هاي بزرگ داخل و خارج، مهمانداري هاي شركت هاي هواپيمايي و قطارها و اتوبوس ها وغذاخوري هاي ادارات و دانشگاه ها و ورزشگاه ها و... از محصولات کاله استفاده مي کنند. ماست کاله در عراق بازار پيدا کرده است. شير و دوغش در کشورهاي حاشيه خليج پخش مي شود. کشورهاي آسياي ميانه هم بازار ديگري براي فروش محصولات کاله به شمار مي روند. فراورده هاي گوشتي كاله در افغانستان و پاکستان عرضه مي شود. کاله همچنين در نظر دارد بخش کنسروجات خود را فعال کند تا بازاري"جور" داشته باشد. اخيرا شرکت براي افزايش توليد و همچنين ايجاد تنوع در توليد، ماشين آلاتي تحت نام "سون" از زيمنس آلمان خريداري كرده است. اين همان دستگاهي است که با آن ماست داراي 7 درصد چربي توليد مي شود.
كاله روزانه به مقدار 900 تن شير تازه از روستاها و دامداري هاي کوچک و بزرگ و حتي از خانواده هايي که يک يا دو راس گاو دارند جمع آوري مي كند. در فصل تابستان هم به علت افزايش تقاضا و مصرف (و براي اشباع كردن بازار و پيشبرد رقابت با شرکت هايي مثل پگاه و شيرآوران و چوپان و...) از ظرفيت توليد شرکت هاي کوچک ديگري که در آمل فعاليت مي كنند استفاده مي کند. يعني از شرکت هايي مانند "صالح "، "دوشه" و"هراز" مي خواهد تا بخشي از محصولات لبني را براي کاله توليد كنند. (نظير کاري که در شرکت ايران خودرو رايج است. ايران خودرو هم از شرکت هاي اقماري و قطعه ساز براي تامين نيازهاي گسترده خود استفاده مي کند.) براي مقال در تابستان 1389 شرکت صالح روزانه 47 تن بستني و شرکت دوشه نيز تناژ بالايي دوغ براي کاله توليد کرده بود. کاله با اين کار، در حقيقت شرکت هاي مشابه و کوچک تر از خود را به خدمت گرفته آن ها را عملا از حضور رقيبانه در بازارهاي هدف باز مي دارد .
وضعيت نيروي كار در كاله
در شرکت کاله بيش از 2000 نفر کار مي کنند. در فصل تابستان که سفارش محصول افزايش پيدا مي کند شركت به جذب و استخدام موقت (روزمزد) از ميان بوميان منطقه مي پردازد. اين کارگران مجبورند در گرماي طاقت فرسا و هواي شرجي سالن ها کار کنند و اجبارا تا پاسي از شب در قالب ساعات کار "موظف" و"اضافه" در شركت بمانند. آنان در معرض ابتلا به بيماري هاي تنفسي قرار دارند. با تغيير فصل و کاهش تقاضاي محصولات قرارداد موقت اين دسته از کارگران لغو مي شود. اين شرايط باعث بي ثباتي در محيط کار و نداشتن امنيت شغلي براي كارگران شرکت شده است. وجود لشکر عظيم بيکاران محلي که در ميان آن ها فارغ التحصيلان دانشگاه ها نيز به وفور ديده مي شود دست کارفرما را براي اخراج فله اي کارگران روزمزد و قرارداد موقت باز گذاشته است. شمار کارگران شرکت کاله در فصول مختلف سال متغير است. در بهار و تابستان از 2000 نفر عبور مي کند و در فصول سرد از2000 نفر پايين تر مي آيد . وجود مردان و زنان جوان جوياي کار در آمل و محمودآباد و چمستان و روستاهاي اطراف سبب شده تا شرکت کاله بتواند در مورد "مدت استخدام و ميزان مزد" جويندگان كار به نفع خود چانه زني كند. مديران توليد و سرپرستان سالن ها و قسمت ها همواره از اين موضوع به عنوان شمشير داموکلس بر فراز سر کارگران استفاده مي کنند و مي گويند: ”آن چه که زياد است، کارگر! بهتر از شما هزار هزار آن بيرون صف کشيده اند!“
كاله با توجه به حجم توليدات شبانه روزي و بي وقفه و بدون تعطيل و سه شيفته، به حداقل يک برابر و نيم کارگر شاغل فعلي نياز دارد که کسري نيروي کارش را نه از طريق جذب و استخدام بلکه به وسيله اضافه کاري جبران کند. در مورد اضافه کاري و بهره کشي مضاعفي که از اين راه بر کارگران نيازمند و ناگزير تحميل مي شود بايد مقاله مستقل ديگري نوشت و چهره خشن و ظالمانه آن را نشان داد. ولي تا جايي که به اين نوشتار مربوط مي شود بايد گفت که استفاده از اضافه کاري به جاي استخدام شمار بيشتري از کارگران، به ميزان دو سوم از هزينه هاي کارفرما براي تامين اين نيروي كار اضافه كم مي كند.
سود هنگفت سرمايه داران و باج گيري حكومتيان
بعد از اين كه کاله بازار محصولات خود را به سرعت در داخل گسترش داد و در بازار برخي از کشورهاي منطقه و دنيا نفوذ كرد، بسياري از توليدکنندگان مشابه از دور رقابت خارج شدند. اما همزمان برخي از دولتمردان مرکزنشين و محلي با ولع به فكر سهيم شدن در اين منافع هنگفت افتادند. بسيار مي شنويم كه در سال هاي گذشته خاندان لاريجاني آملي در صدد شدند تا پاي خود را در سرمايه گذاري و مديريت شرکت کاله باز کنند. اما به دلايلي (از جمله رقابت ديگر سران رژيم وعلني شدن اين رقابت در منطقه و ترس از رسوايي احتمالي) موفق به اين كار نشدند. پس عليه شركت كاله دست به تبليغات سوء و کارشکني رواني زدند. به عنوان مثال شايع كردند که محصولات گوشتي کاله به ميکروب بيماري جنون گاوي آلوده است. تاثير رواني اين شايعات تا مدتي بازار محصولات گوشتي كاله را محدود كرده بود. در همان دوره کاميون هاي حامل فراورده هاي گوشتي و لبني کاله را در جاده ها متوقف مي کردند و به روي آرم و نوشته هاي تبليغاتي بدنه خودروها رنگ مي پاشيدند. حتي از طريق پليس راه به بهانه هاي گوناگون براي تردد کاميون هاي شرکت کاله مشکلاتي فراهم کرده بودند. اما صاحبان کاله هم براي خنثي كردن اين اقدامات بيکار ننشستند و از انواع ترفند و تطميع و رشوه دهي به دولت استفاده كردند. براي مثال هر گاه در شهر آمل يا ديگر شهرهاي استان مازندران جلسه اي دولتي مانند شوراي اداري شهرستان و يا استان برگزارمي شود يا امام جمعه شهر مهمان دارد, و از همه مهم تر به هنگام سفرهاي استاني هيئت دولت و كاروان عظيم همراهان رئيس جمهور، هزينه خورد و خوراک اين مفتخواران بر عهده شرکت کاله است. در واقع دولتيان و سرداران و آخوندهاي حاكم از اين طريق هم از استثمار زنان و مردان كارگر سهم مي برند. حداقل طي 10 سال گذشته, نوشابه و ماست و بستني و مخارج تنقلات سفر کساني که پاي پياده يا سواره راهي مراسم سالگرد مرگ خميني مي شوند را هم شرکت کاله تقبل كرده است .
اتفاقي كه پوشيده ماند!
در جمهوري اسلامي فعاليت شرکت کاله يا هر شرکت ديگري در اين سطح, اگر چنين خاصه خرجي هايي نكند به بهانه هاي مختلف محدود و يا حتي ناممکن مي شود. البته روي ديگر همين سكه, عدم پرداخت به موقع و كامل حق و حقوق كارگران اين شركت است. شهريور 1389 اتفاقي در شرکت کاله افتاد که مطبوعات محلي و سراسري عامدانه از انعکاس آن خودداري کردند. ماجرا از اين قرار بود که دستگاه گران قيمت جديدي كه شركت به تازگي وارد خط توليد كرده بود توسط تعدادي از كارگران تخريب شد. از دو سال پيش 150 کارگر (عمدتا به شكل قراردادي و روزمزد) در اين بخش جديد از خط توليد مشغول به کار شدند. با وعده دريافت پاداش و کارانه، به طور شبانه روزي و سه شيفته کار کردند. اما يك سال طول كشيد و خبري از آن پاداش و كارانه نشد! هر بار که حقوق معوقه خود را مطالبه كردند يا با وعده روبرو شدند يا با تهديد به اخراج. دستگاه گران قيمت كه شكست, کارفرما فورا از ورود همه كارگران اين بخش به كارخانه جلوگيري كرد. شرط برگشتن كارگران بر سر كار را اين گذاشتند كه بايد ”خرابكاران“ را معرفي کنند. در غير اين صورت نه از کار خبري هست و نه از پاداش و کارانه و دستمزد معوقه! هيئت مديره شركت از طريق عواملش تبليغ كرد كه هر كس رهبران اين حركت را معرفي كند هم حق و حقوق معوقه اش را يکجا خواهد گرفت و هم استخدام رسمي خواهد شد!! اما کارگران تخريب دستجمعي دستگاه را به گردن گرفتند. کارفرما که سرش به سنگ خورده بود به کمک نيروي انتظامي و دادگستري چند نفر از کارگران را بازداشت و بقيه را اخراج کرد. كمي بعد يكي از كارگران براي كمك به هم طبقه اي هايش مسووليت اين كار را به گردن گرفت و اخراج شد. و بقيه با شرايط سنگين (سپردن تعهد) به سر کار برگشتند. تخريب دستگاه اگر چه اقدامي از موضع استيصال و بي سرانجام بود اما خبر از خشم و نفرت سوزاني مي داد كه در دل كارگران زحمتكش و محروم شركت كاله انباشته شده بود. همدلي كارگران در برابر فشار و تهديد و تطميع كارفرمايان اگر چه فاصله زيادي با همبستگي و اتحاد آگاهانه و متشكل مبارزاتي داشت و به ناچار شكننده و كوتاه مدت بود اما به هر حال ارزشمند بود و در برابر چاپلوسي و خودخواهي و فردگرايي و تسليم, روحيه مقاومت و اعتراض جمعي را منعكس مي كرد.
به هر حال كارگران شركت كاله هم مثل بقيه كارگران و زحمتكشان در اين كشور استثمار و فساد و رشوه و سركوب, زير شلاق ستم طبقاتي و خرافه مذهبي, به رهايي دست پيدا نخواهند كرد مگر اينكه مستمرا در معرض آگاهي طبقاتي ـ سياسي ـ انقلابي قرار بگيرند, در شكل هاي مناسب تشكيلاتي سازماندهي شوند, به شيوه هاي مناسب مقاومت و مبارزه دست بزنند, برنامه و سياست و اهداف اساسي انقلاب اجتماعي و نيروي پيشاهنگ انقلابي كه به واقع مي تواند رهبر توده ها در اين مسير باشد را بشناسند و با آن متحد شوند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر